فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
247
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
مردم ديده گوشهنشينى يابد ، مژه آسا پيرامنش خار محنت گرفته و در دامنش از خون جگر گلزارى شگفته ، از او چشم نظرى دارد و از هر خلوت كه آوازهء كاملى شنيده همچو دل در مجاهدهء خونخوار « 1 » و به « 2 » آه و ناله پيوسته آموزگار از حال او خبرى جويد . مصراع : لاجرم همّت پاكان دو عالم با اوست بنا بر اين امر عالى نفاذ يافت كه حافظ محمّد شربتى - المشتهر بحافظ جامى - كه از حفّاظ بزم بهشت آيين بود و همواره به مدايح و محامد مولوى « 3 » جامى مجلس همايون را تزيين دادى ، در اين اوقات متوجّه صوب هرات شد و جهت تحفهء مولوى ده هزار سكّهء « 4 » شاهرخى امر عالى شد كه همراه برد و بدين مايه جوهر دعايى از آن بزرگ سايه خرد . ( 129 - پ ) [ بيت ] جايى كه نشر بخشش احسان او كنند * اين خود نوالهاىست محقّر ز خوانِ « 5 » او و جناب مولوى را در مدايح خسروى قصايد نامدار بلاغت آثار هست و چون ديوان او مشهور و اشعارش در السنهء آفاق مذكور است ، به ايراد و ذكر آن مقاصد و قصايد در اين مقام اهتمامى واقع نشد . و هم در اين سال خاطر همايون را در بلدهء قم عازم تفرّج اصفهان شد ، تا سارح از متنزّهات زنده رود [ انتزاهى ] « 6 » يابد و شارح فكر از ملاحظهء زوال تخت ملكشاه صورت انتباهى نمايد . ابيات « 7 » حبذا ، زنده رود و آب زلالش * حبّذا ، آن نسيمِ [ و ] بادِ « 8 » شمالش
--> ( 1 ) . P : خوانخوار . ( 2 ) . KP : با آه . ( 3 ) . K : مولانا ، در حاشيه با خط متفاوت از متن : مولينا . ( 4 ) . F : تنگه . ( 5 ) . F : خان . ( 6 ) . PF : انتباهى ، با توجّه به نسخه K تصحيح شد . ( 7 ) . P : شعر . ( 8 ) . KP : طيب .